![]() |
![]() |
|
| دیوانه ی عاشق |
|
کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد ،
کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد ، کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد
همه مداد رنگی ها مشغول بودند... بجز مداد سفید... هیچ کس به او کار نمی داد همه می گفتند: « تو به هیچ دردی نمی خوری »... یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند.. مـــداد سفید تا صبح کار کرد... ماه کشید ... ستاره کشید ... و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک و کوچک تر شد. صبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:32 توسط همیشه عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بعضي از کارا مثل عشق براي امروز و دو روز و چند روز آينده نيستند عشق واسه هميشه هست هميشه عاشقش هستم و منتظر اينم که عشقم خودش درک کنه معناي عشق رو
من هميشه فرانک رو دوست دارم و هيچ چيز باعث کم شدن عشقم از اون نميشه فقط اميدوارم فرانک هميشه خوشبخت باشه و معناي عشق رو درک کنه مثل فرانکي باشه که تا حالا بوده |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
روزشمار عشق حرفای من از زبان یه عاشق قرن 8 دل نوشته های عاشق کویری قصه های عشق راه خوشبختی آهنگ |
|
RSS
|