![]() |
![]() |
|
| دیوانه ی عاشق |
|
کاش میشد ... خیلی آسون غم هاتو فراموش کنی خیلی سخت از عشقت مراقبت کنی خیلی آسون تنهاییـو ســـر کـنی خیلی سخت خاطره هاتو پاک کنی خیلی آسون به عشقت بگی دوست دارم.....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 20:59 توسط همیشه عاشق |
|
|
تو این دو روز گذشته،انقدر تو رویا هام غرق شدم،که حتی یادم رفت که اینا رویاست...
رویاهایی که محور اصلیشون تو بودی،فقط تو... روزا همینجور میگذرن،میگذرن و میگذرن، رویاهای من محو می شن اما حقیقت نمی شن،نمی شن... زندگی من خیلی وقت اینجوری میگذره،رویا پردازیهای احمقانه،و حسرت خوردن به خاطر محو شدنشون... هر ثانیهای که میگذره من حسرت اینو میخورم که چرا کنار تو نیستم،چرا نمیتونم تو دریای چشمات غرق بشم،هر ثانیه که میگذره،من بیتاب تر و پریشون تر میشم،اونقدر بیتاب که دیدن عکسات هم غیر ممکن میشه واسم! امروز،خاطرات تو دوباره هجوم اوردن سمتم،خاطرات این چند ماه،خاطرات شبایی که تو دلواپسی و دلهره تا صبح با خودم حرف میزدم،حرف میزدم و دلگرمی میدادم،دلگرمی بی دلیل.... یاد خیلی خاطرات دیگه افتادم که گفتنشون هیچ فاییده ایی نداره. من میدونم ،اینا همش بهانه ست،بهانههای عاشقانه... |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 20:58 توسط همیشه عاشق |
|
|
خیلی سخته منتظر کسی باشی که میدونی دیگه بر نمیگرده خیلی سخته یکی رو دوست داشته باشی ولی اون ندونه که دوستش داری خیلی سخته تو چشای اونی که دوستش داری نگاه کنی نتونی بگی که دوستش داری ولی همه ی این سختیا رو میشه تحمل کرد تا موقعی که بفهمی اون هیچ حسی به تو نداره اون موقع است که انگار دنیا رو سرت خراب شده و تو تنها و بی کس وسط اون گیر کردی اما فقط باید تحمل کرد |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 20:55 توسط همیشه عاشق |
|
|
موهایم را به باد داده بودم چشمانم را به اشک گلویم را به سکوت و پاهایم را به جاده..... باید می رفتم برزخ دنیا تاوان هوسهایم بود....... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 20:42 توسط همیشه عاشق |
|
|
در رهگذر زندگی هماره می آزاریم همراه همزادمان را چرا که شرم داریم گفتن آنچه را که در دل نهفته ایم ***** سببی نمی یابیم ناشکیبائی را بر دوستی هایمان دست در دست یکدیگر داریم و در راهگذار عمر هم زنجیر تقدیرها همراهیم و هماورد و ناگریزیم از گریز چرا؟... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 20:35 توسط همیشه عاشق |
|
|
امشب از آسمان دیده ی تو
از سیاهی چرا هراسیدن شب پر از قطره های الماس است
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 19:25 توسط همیشه عاشق |
|
|
خیلی وقت که یه بغضی تو صدامi |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 14:10 توسط همیشه عاشق |
|
|
من هم چنان در اشغال کسی هستم که تلفنش را فراموش کرده... ***** چقدر به هوا محتاجم....
هوا در سرنگی کوچک....!! **** چقدر به هوا محتاجم....
هوا در سرنگی کوچک....!! **** چقدر به هوا محتاجم....
هوا در سرنگی کوچک....!! **** چقدر به هوا محتاجم....
هوا در سرنگی کوچک....!!* *«گروس» **** مرگ نوشت: وقتی از چشم تو افتادم..نمیدانم چه شد.. پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست...
**** هیچ شعری ندارم..ذوقم کور شده باشد خدا کند....!!! هر روز سرفه میکنم اندوه شعر را... آلوده است ‹‹بي تو›› هوایی که مدتی است....!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 18:54 توسط همیشه عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بعضي از کارا مثل عشق براي امروز و دو روز و چند روز آينده نيستند عشق واسه هميشه هست هميشه عاشقش هستم و منتظر اينم که عشقم خودش درک کنه معناي عشق رو
من هميشه فرانک رو دوست دارم و هيچ چيز باعث کم شدن عشقم از اون نميشه فقط اميدوارم فرانک هميشه خوشبخت باشه و معناي عشق رو درک کنه مثل فرانکي باشه که تا حالا بوده |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
روزشمار عشق حرفای من از زبان یه عاشق قرن 8 دل نوشته های عاشق کویری قصه های عشق راه خوشبختی آهنگ |
|
RSS
|